هم قطره را به وسعت دریا حساب کن

هم قطره را به وسعت دریا حساب کن

[ حاج جواد حیدری ]
ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی
قیّوم زمین و آسمان ادرکنی 

احیاگرِ صد دَمِ مسیحا الغوث
یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی 

یا صاحب الزمان.....

هم قطره را به وسعت دریا حساب کن 
هم کاسه‌های چشم مرا پُر گلاب کن 

هر کس خراب عشق تو باشد خراب نیست 
من را بساز از نو و بعدش خراب کن 

در وصل هجر تو دیدم و در هجر وصل تو 
یک شب جواب من بده یک شب جواب کن

گر سلامم را نمی‌گویی علیک 
در جواب بنده دشنامی بده

فرقی نمی‌کند بزنی یا بغل کنی 
تو صاحب اختیار منی انتخاب کن 

شال سیاهِ روضه مرا روسفید کرد 
من را غبار سایه‌ی این آفتاب کن

با آبروتر از تو ندارم من را بخر 
این بار هم تو را به رقیه ثواب کن 

جانِ سری که بر درِ دروازه معطل است 
من را اسیرِ محمل زینب خطاب کن 

ای حسین گر چه سرت را شکسته‌اند 
در کوفه یاد فرقِ سرِ بوتراب کن 

فکر مرا نکن که سرم سنگ می‌خورد 
ای سایه‌ی سرم برو فکر حجاب کن 

ای نیزه دار نیره نچرخان مقابلم 
شرم از نگاهِ صاحبِ آن مَشکِ آب کن

گرچه بناست اشک مرا دربیاوری
رحمی به حال زار و خراب رباب کن 

حسین جان حسین جان حسین جان ......

*******

تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است 
تا به خود آیم دگر باغ و بهارم رفته است 

شاید که دگِر مِیکده را درک نکردم 
ساقی بده جامی که به قربان تو گردم

*******

غیر از این خاکِ بلاکِش وطنی نیست تو را 
جز سنان و نِی و خنجر چمنی نیست تو را 

گفتم از خاتمِ انگشت تو را بشناسم 
تو که انگشت نداری یمنی نیست تو را 

استخوان‌های تنت مثل دلت نرم شده
جز من و مادرمان سینه زنی نیست تو را 

بوریا بود بهانه که بدن جمع شود 
ورنه جز خاک بیابان کفنی نیست تو را

*******

همه منتظرن مادرت برسه 
کاش صدای برادر به خواهرش برسه

رفته شامِ بلا خواهرت اگه نیست 
ریگ و رَملِ بیابون برات گرفته عزا
سیّد الشهدا یا مقطعُ الاعضاء

*******

سرِ تو را به سرِ نیزه آشیان دادند 
مرا به مجلس نامحرمان مکان دادند 

جماعتی که نمک خورده علی بودند 
به خواهر تو سرِ بازار کوفه نان دادند 

داغ غم تو را چو پَرِ کاه می‌کشم 
از سینه آه از غمت ای ماه می‌کشم

بر نوک نیره جانِ اخا غبطه می‌خورم  
اون حنجر تو بوسد و من آه می‌کشم

می‌روم از کربلایت 
می‌سپارم بر خدایت

این تو و این اکبر و این اصغر و عباس و قاسم 
بین نامحرم اسیرم کن دعا دیگر بمیرم

می‌برندم ظالمانه 
می‌زنندم تازیانه
این تو و این اکبر و این اصغرو عباس و قاسم 
بین نامحرم اسیرم کن دعا دیگر بمیرم

چه غریبانه صدا زد که مرا آب دهید 
بگذارید به سوز سخنش گریه کنم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج جواد حیدری حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج جواد حیدری

نظرات