ای جان جهان جهان جان ادرکنی ایوب زمین و آسمان ادرکنی احیاگر کنندهی مسیحا الغوث یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان 4 اول هر سخن مدد زینب اوج ایمان ده است و صد زینب او سند بود و مستند زینب کعبهی ما الی الابد زینب نام او افتخار آل الله زینب ای حضرت جلال الله مرجع صبر هر رسول و نبی آیت الله امت عربی نیست مانند او خدا نصبی به عجب هیبتی عجب غضبی مؤمنم مؤمنم به اسلامش همه سجده کنیم بر نامش کرمش منشأ همه برکات چادرش حبل ماست بین صراط شیر غران مقابل خطرات فخر سادات زینب السادات عرش روی عصاش قائمه است از تمام جهات فاطمه است چند روزی است بین نافلهاش بالاخص در قنوت کاملهاش بوده از وسع کم فقط گلهاش آمدند عاقبت دو تا صلهاش گفت با خود رسید نوبت من سر زد امروز صبح دولت من ای حسین ای عزیز خون جگرم گریه کم کن مقابل نظرم شرمسارم ز وسع مختصرم پیش مرگ تو این دوتا پسرم عمر از این بیشتر نمیخواهم اگر تو نباشی پسر نمیخواهم تکیه بر نیزهات مده برخیز جان زهرا ز خواهرت نگریز شاه این جا تویی عقیله کنیز کم و ناقابلاند این دو عزیز بپذیر این دو عبد را در بست نپذیری قسم به زهرا هست این دو تا سهم کربلای منند پای تو عاشق فدا شدنند مثل تو تشنهاند بی کفناند باید از غصه آتشم بزنند دوست دارم برات جان بدهم عشق را بر همه نشان بدهم بین من با تو بود قول و قرار تو به گودال و من سر بازار دور من جمع میشوند اشرار این دو آن جا به نیزهاند انگار کاش یا اهل شام کور شوند یا ز من این دو دور دور شوند