نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این چه حالی ست كه در سینه نهان است اینجا آنچه حاجت به بیان نیست عیان است اینجا فصل پرپر شدن باغ گلی می آید نوبهاران همه تاراج خزان است اینجا به تو سوگند كه چون تو همه را می دانم دل زینب به نگاهت نگران است اینجا از عطش می زند این خاكِ بلا موجِ فراق حرمِ بی كسیِ سوختگان است اینجا پاسخ ناله ی اصغر به سه شعبه بدهند غنچه سیراب به دستان كمان است اینجا تا زمان هست تماشای قدِ اكبر كن مقتلت بر سر بالین جوان است اینجا بعد عباس چه بر اهل حرم می گذرد حمله ها بر سر خلخال زنان است اینجا سر و كارِ سر تو با لبِ خنجر افتد منبر رأس بریده به سَنان است اینجا با لب تشنه تو را نحر كند شمر لعین عید قربان نرسیده رمضان است اینجا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد