نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اینجا مگر كجاست هراسان كند مرا اینجا نسیم راه پریشان كند مرا دانستم از وداع تو با قبر مادرم ایام ناگزیر به هجران كند مرا گفتی كه كوفه منتظر ماست پس چه شد مهمان چرا به دشت و بیابان كند مرا در این زمین چقدر دلم شور می زند دل آگه از مصیبت دوران كند مرا این سرزمین وادی طف وادی بلاست ترسم دچار خار مغیلان كند مرا بر روی نیزه، قاری قرآن كند تو را محمل نشین ناقه ی عریان كند مرا از روبروی چشم ترم هم تكان مخور مگذار دوری از تو پریشان كند مرا طرز نگاه تو به علی اكبرت اَخا آماده بهر داغ جوانان كند مرا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد