نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل را برای سوختن آماده می كند چشم تر گریستن آماده می كند باور نمی كند كه رسیده به كربلا صبری برای خویشتن آماده می كند افتاد یاد مادر و یاد وصیتش دلواپس است پیروهن آماده می كند عباس خیمه های مجلل برای این هشتاد و چهار طفل و زن آماده می كند با احتیاط و زود برای عقیله اش اسباب غم نداشتن آماده می كند از خیمه عقیله سوی خیمه ی حسین راهی برای آمدن آماده می كند با سی هزار تازه نفس سی هزار زخم كوفه برای یك بدن آماده می كند لشگر نیامده ز چه گودال می كَنَد مركب برای تاختن آماده می كند نه روز مانده به ته گودال رفتنش زینب ز بوریا كفن آماده می كند خاكی كه باد بر روی پوشیه اش نشاند او را برای خم شدن آماده می كند اخنث برای پیكر تو پهلوی تو نه نیزه به خاطر دهن آماده می كند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد