با این همه گناه ز کویت نراندی‌ام

با این همه گناه ز کویت نراندی‌ام

[ حاج منصور ارضی ]
(با این همه گناه ز کویت نَراندی‌ام)۲
امسال هم به ماه محرم رِساندی‌ام

(پشت سرم دعای تو و مادر تو بود)۲
دستم گرفتی و به حَریمت کِشاندی‌ام

حسین جان...

(چون طفل گم شده بغلم کرده‌ای حسین)۲
پیش خودت نشانده و قدری تکاندی‌ام

منت سرم گذاشتی و از میان عرش
با نام مادر و پدرم باز خواندی‌ام

(می‌خواهیم هنوز وگرنه چو دیگران
با پول و شهرتت، از حَرَمت می‌پَراندیم)۲

(از کودکی برای شما خیمه می‌زدم)۲
دنبال خویش کوچه به کوچه دَواندی‌ام

یک روز بی تو زنده نمی‌مانم ای حسین
(با آب و نان خواهر خوب پروراندی‌ام)۲

حسین...

(آید به گوش ناله‌ی هل من معین تو)۲
در زیر دست و پا ته گودال خواندی‌ام

(مظلوم کربلا لکَ لبیک یا حسین)۲
تو میکُشی مرا لکَ لبیک یا حسین

راه بود و راه بود و راه بود
کاروان همراه ثارالله بود

کاروان نه قبلگاه عالمین
(مرد یا زن جمله عُشاق الحسین)۲

پاسدار قافله عباس ماست
روی دوشش پرچم یا مجتبی‌است

این که چون خورشید روی مرکب است
حضرت زهرای ثانی، زینب است

زینب است این اقتدارش بارز است
عقل از درک عقیله عاجز است

(پرده‌های محملش نور جلی‌است)۲
یا رب این دُخت علی‌ یا که علی‌است

(هم علی و هم حسین و هم حسن 
تکیه می‌کردن بر این شیر زن)۲

فخر عالم افتخارش زینب است
جبرئیل آموزگارش زینب است

سال‌ها مستور مانده آیه‌اش
چشم همسایه ندیده سایه‌اش

قامتش دور از نگاه شوم بود
آفتاب از دیدنش محروم بود

قاسم و اکبر به دور محملش
با ابوفاضل نمی‌لرزد دلش

بار بگشایید اینحا کربلاست
لحظه‌ی موعود زینب با خداست

(بار الهی خسته‌ام جان بر لبم
زینبم من زینبم من زینبم)۲

نیست جز شهد بلا در باده‌ام
بر همان احد ازل آماده‌ام

این سر و این چادر و این معجرم
این دو دستم ای زخم این پیکرم

(تو اگر خواهی بیابان می‌روم)۲
پا برهنه بر مغیلان می‌روم

راضی‌ام آواره گردم از حرم
آتش خیمه بیوفتد بر سرم

هر چه می‌گویی به چشم ای نور عین
هر چه اما جز جدایی از حسین

می‌شود ایا خوش اقبالم کنی
جای او راهی گودالم کنی

می‌شود خنحر بِبُرد گردنم
زیر سم اسب‌ها باشد تنم

خوب میدانم که غارت می‌شود
در شلوغی هتک حرمت می‌شود

از غریبه فحش و توهین می‌خورد
از سنان سیلیِ سنگین می‌خورد

آنچه می‌ترسم مَیاید بر سرم
دست نامحرم نیوفتد معجرم

(من که یک دفعه نرفتم در گذر)۲
می‌شوم با شمر و خولی همسفر

حسین...

(آمده دشت کربلا
قافله‌ی خون خدا)۲

به دست عباسِ علی
خیمه‌ی غم شده به پا

با اشک و آه، با شور و شِین
زینب صدا می‌زد حسین

جانم حسین...

(بین دو دیده‌ی تَرَم
رِسَد صدای مادرم)۲

در این دیار پر بلا
خیمه‌ نزن برادرم

دلشوره‌ام بنگر اخا
در نمازم کردم دعا

الهی ای تاج سرم
من نبینم داغ تو را

جانم حسین...

مگو که این زمین شود
زمین قتلگاه تو

حرمله شد منتظر 
کودک بی گناه تو

از زندگی سیرم مکن
از داغ خود پیرم نکن

قامت خمیده مست در
حلقه‌ی زنجیرم نکن

جانم حسین...
فریاد یا محمدا حسین رسید به کربلا...

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین حاج منصور ارضی

نظرات