به سوی ما، اگر از سویتان نگاهی هست

به سوی ما، اگر از سویتان نگاهی هست

[ حاج محمدرضا طاهری ]
به سوی ما، اگر از سویتان نگاهی هست
برای گریۀ ‌مان حالِ رو به راهی هست

آقا تنت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
تو گریه می‌کُنی آنقدر که نگاهی نیست

بگو به تکیه آمده‌ام تا به عرش تکیه کنم
همین که بیرقتان هست، تکیه گاهی هست

بگو لباسِ مِشکی مان، رو سفیدمان کرده
گذشت عمر و غمی نیست، این سیاهی هست

چه داشتیم که ما را خرید مادرتان 
در این بساط کمی اشک هست و آهی هست

بسوی کرب و بلا، ایستاده می‌میرم 
هزار شکر که در سینه، قبله گاهی هست

حسین گفتم و زینب، حرم به ما بخشید
همیشه لطفِ شما هست و سرپناهی هست

گهی به سوی مدینه، گهی به کرب و بلا
ببین که محملِ زینب، سرِ دو راهی هست

گفت، بیا مدینه رویم، بهانه‌اش این بود
میانِ قافله‌ام طفلِ بی گناهی هست

***

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات