
طراوت همهی روضهها، امامِ زمان شبی به روضهی ما هم بیا، امامِ زمان فقط به لطف دعای تو حالمان خوب است همیشه با خبر از حال ما، امام زمان به حالِ مضطرِ ما هیچ کس محل نگذاشت کسی بجز تو نکرد اعتنا، امام زمان فراق توست سرآغازِ دردِ بیدرمان که جز ظهور ندارد دوا، امام زمان شکستنِ دل مولایمان، خدا نکند خدا کند که بمانیم با امامِ زمان قسم به پای پُر از آبله حلال کنید اگر زدیم به تو پشت پا امام زمان شنیدهایم همه بخشش از بزرگان است ببخش محض رضای خدا امام زمان قیامت و دلِ قبر و زمانِ جان کندن به دادمان برس این چند جا، امام زمان سلامِ سینه زنان را به جدّ خود برسان اگر روانه شدی کربلا امام زمان تو را به جان علی اکبر امام حسین بده حوالهی پایینِ پا امام زمان کنار علقمهای یا کنار گودالی؟ کجای کربُبلایی؟ کجا امامِ زمان؟ امامِ کربُبلا شد به لطف نیزه و تیر هزار و نهصد و پنجاه تا امامِ زمان ********** کاروان، کاروانِ شورآور کاروان اشتیاق سرتاسر همه در حالت سفر از خود همه بیتاب چون نسیم سحر همه دلباخته چو پروانه همه بر پای شمع، خاکستر پدران از تبار ابراهیم مادران از قبیلهی هاجر سروهایی به قامتِ طوبا چشمههایی به پاکیِ کوثر همرکابِ حماسههای عظیم در گذر از هزار و یک معبر در دل و جانِ کاروان اکنون میتپد این نهیب، این باور: نکند شوکران شود معروف نکند نردبان شود منکر مرحبا بر سُلالهی زهرا هان فَصَلِّ لِرَبِکَ وأنحَر میسزد حُسنِ مطلعی دیگر وقت وصف عقیله شد آخر در نزولش ز منبر ناقه خطبه خوانِ حماسه، آن خواهر شد عصا شانهی علی اکبر پای عباس پلهی منبر ناگهان در هجوم باد خزان کنده شد برگههایی از دفتر کاش دستان باد میشد خشک کاش میشد گلوی گلها تَر کیست مردی که میرود میدان که ندارد بجز خودش لشکر؟ ترسم این داغ شعلهور گردد مثل آتش که زیر خاکستر آه از زین روی، زمین افتاد پارهی جان احمد و حیدر و زنی روی تل برای نبی صحنه را میشود گزارشگر که ببین جای بوسههای شما شده سرشار بوسهی خنجر میبَرند از تن عزیز تو جان میبُرند از سرِ حسین تو سر آن طرف صحنهی شگفتی هست نه بسی صحنه هست شرم آور رفته از پای دختران خلخال رفته از دست مادران زیور