
رحمت واسعه ی حی تعالی است حسین سایه ی رحمت او بر سر دنیاست حسین ما همه عبد خدا اوست اباعبدالله ما عَبیدیم همه سرور و مولاست حسین زینت دوش نبی نور دو چشمان علی ضربان دل صدیقه ی کبری است حسین تا دم آخر خود فکر گنه کاران بود اَیها الناس ببینید چه آقاست حسین همه ی خواسته اش بود که دستی گیرد ورنه از دست کسی آب نمی خواست حسین چون پدر داغ پسر دید خودش می میرد کشتنش نیزه و شمشیر نمیخواست حسین *** *** حسین و یارانش رسیده اند به صحرا طلایه دارانش بهشت خواهد شد به زیر پای رباب عاقبت بیابانش حسین آمده با اویس و مالک و عمار و حُجر و سلمانش ببین چه سقایی که آب هم بکند جان خود به قربانش زن است و مردترین کسی که حضرت عباس بوده دربارش دو هدیه آورده که افتخار کند عاقبت به طفلانش رباب با خنده نشانده اصغر سیراب را به دامانش موذن این دشت به صوت خویش اذان را نموده از آنش به رسم هدیه حسن دو ظرف پر عسل آورده نزد جانانش *** زمان جلو می رفت به روی دوش زمین کاروان جلو می رفت شبیه جنگ جمل دوباره یک حسن نوجوان جلو می رفت به سمت اکبر خویش دریغ جام جهان نیمه جان جلو می رفت سه شعبه با شدت به قصد زیر گلو از کمان جلو می رفت زمان عقب می ماند در آن زمان که به سویش سنان جلو می رفت امیر بود چنان که نیزه تا وسط استخوان جلو می رفت برای خاتم نه برای غارت او ساربان جلو می رفت ***