
چشم خود را باز کردم، ابتدا گفتم حسین با زبانِ اشکهای بی صدا، گفتم حسین یاد تو شرط قبولیِ نمازم بوده است در قنوت خویش قبل از ربنا، گفتم حسین در مناجات شب جمعه نمیدانم چه شد خواستم، بر لب برم نام خدا، گفتم حسین ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارها آمد از کربوبلا لبیک، گفتم یا حسین نام زهرا را شنیدم هر کجا گفتم علی نام زینب را شنیدم هر کجا گفتم حسین کُل ارضٍ کربلا من تازه فهمیدم چرا در خراسان، در نجف، در سامرا گفتم حسین عاشقی گفت آنچه میخواهد دل تنگت بگو با دلی غم بار گفتم کربلا، گفتم حسین ***