
تشنهی زمزمهام، کاش به زمزم برسم میوهی کالم و، ای کاش که من هم برسم فاطمه چشم به راه است، سیاهی بزنم ای اجل صبر نما، تا به محرم برسم پس از آن جان مرا هم ببری، حرفی نیست نه فقط باش که یکبار، حرم هم برسم دست من نیست، گریبان بدرم یا ندرم هر زمان که به سر سورهی مریم برسم آه ای راه نجف کرببلا، دستم گیر اربعین باز در آن، سیل دمادم برسم هر قدم میشمرم، تک تک تیرکها را تا که بر موکب عباس معظم برسم اربعین وقت قرار است، بگو یا عباس کاش بر سایهی آن، صاحب پرچم برسم این شهیدان حرم، همسفر ما بودند قسمتم نیست چرا، پیش رفیقم برسم کم کم ای ناله بیا، موقع مقتل خوانیست کم مانده به گودال مقرب برسم ای بقیع، کاش شبی سجده کنم بر خاکت کاش ای کاش، به این خاک پر از غم برسم