تصویر حنیف طاهری - نفس از سینه به طرز دگری می آید

نفس از سینه به طرز دگری می آید

[ حنیف طاهری ]
نفس از سینه به طرز دگری می آید 
هر دمم تازه تر از تازه تری می آید 

بیدلی می طلبد عشق حقیقی ورنه 
دعوی عشق ز هر بی جگری می آید 

جوری جنس، مرا فطرس دربارت کن 
به من انگار که بی بال و پری می آید 

خیمه ات سوخت، دلم سوخت، همه عالم سوخت 
شعله ی تو ز کدامین شرری می آید؟ 

کس ندانست که تو سوخته ای یا زینب 
اینقدر هست که بوی جگری می آید 

تو چه خورشیدجمالی که طلوع رخ تو 
اول طلعت سال قمری می آید 

تو مرا سوختی و من همه ی دنیا را 
آری از گریه کنان هم هنری می آید 

آب پاشی نشود پادری هر چشمی 
تا بدانند که یار از چه دری می آید 

***

پربازدید‌ترین‌های شعر اول حنیف طاهری ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد