
ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی قیّوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دَمِ مسیحا اَلغَوث یا مهدی صاحبَالزمان ادرکنی **** تو که دل میبَری با يک نگاهی نگاهی هم به ما کن گاه گاهی تو که بیگانه را هم میپذیری بِده یک گوشه ما را هم پناهی اگر وصلت نگردد دستگیرم همان بهتر که از هجران بمیرم! تو که از ما رُخَت پنهان نمایی چرا کردی به عشق خود اسیرم؟ دو زلفونت بُود تار رباب و چه میخواهی از این حال خراب؟ تو که با ما سرِ یاری نداری چرا هر نیمهشب آیی به خواب؟ **** چه کربلاست که از هجر او دلم خون شد دو دیدهام زِ سرشک ملال جیحون شد کجا زِ آتشِ دوزخ کند هراس دَمی؟ به دشت کربوبلا پیکری که مدفون شد چو سال بگذرد از ماتمی رَوَد از یاد ولی غمِ حسین به هر سال در دل افزون شد چرا فرات نخشکید آن زمان که حسین قدم گذاشت لب خشک و تشنه بیرون شد