نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من همهی عمر گرفتار بلا باشم من شک ندارم همهی عمر خواستهی تو این است لحظهایم که شده عبد خدا باشم من تا زمانی که دلم خانهی این و آن است جا ندارد که پذیرای شما باشم من چقدر غرق گُنه بودم و تو میدیدی همه عمرم خجل از روی شما باشم من تا به کی در پی گیسوی تو آواره شوم دردمندانه به دنبال دوا باشم من گوئیا قسمت من این همه سرگردانی است همچونان زلف به هم خورده رها باشم من کاش میشد به دل و جان بکشم ناز تو را یار تو مثل امام و شهدا باشم من کاش میشد که به همراه تو یک فاطمیه میهمان حرم کرب و بلا باشم من ای عزیز دل زهرا به کجا خیمه زدی زائر خیمهی سبزت به کجا باشم من جان آن مادر غمدیده و بییار بیا به گرفتارِ میان در و دیوار بیا ******* سلام من به مادری که در میان بستر است فضای خانهاش پر از دعا و دیدهی تر است سلام من به مادری که حاجتش شهادت است به دل نوا، به لب دعا، نگاه او سوی در است سلام من به مادری که پهلویش شکسته است دلش ولی شکستهتر ز گفتههای حیدر است سلام من به مادری که لالههای بسترش نشان ز تازیانهها بهانههای دختر است چه مادری چه دختری چه بستر و مریضهای چه پهلویی چه بازویی چه غنچهای که پر پر است نماز او نشسته و قنوت او شكن شكن صدای او خسته و پر از نوای مضطر است هنوز بیت وحی حق، سرای دود و آتش است چه كلبهی محقری، كه خانهی پیمبر است علی نظاره میكند، حسن اشاره میکند كه صورت حسین او به زیر پای مادر است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد