نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(خواستم نزدیک تر باشم به آقایم نشد)۲ تا بگیرم دامن لطف تو، مولایم نشد خواستم از دوریات دوری کنم آدم شوم بندها را وا کنم از دست و پاهایم نشد دائما چرخیدهام دور گناه و معصیت از دو چشم خیس تو هر بار پروایم نشد ندبههای جمعه را هی خواب میمانم ببخش شرمگینم که میان روضه پیدایم نشد ظاهرا ذکر تو را میگویم اما باطنا در میان عاشقانت باز هم جایم نشد گفتم آقاجان تو را در خواب میبینم شبی در میان خیمهی سبز تو میآیم نشد از من این ماه محرم را نگیر چون دعایی مثل این سینه زدنهایم نشد (کربلایم دیر شد دارم خجالت میکشم)۲ باز اقا جان نگو که وقت امضایم نشد من دخیل زینبم که گفت در وادی عشق هیچ کس جز تو حسین اینگونه لیلایم نشد خواهرت را کشت داغ بی کسیهایت حسین آمدم قربان کنم دو لاله در پایت حسین حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد