نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رَحم نداد کسی صاحبالزمانم داد به نفحهی عربیاش دوباره جانم داد تمام عمر چنان مادری گل نرجس هر آنچه بود در آن خیر من همانم داد هزار بار دید مرا در گناه اما به حلم و حوصلهاش مهلت و زمانم داد فدای او که مرا قبل وقت تلقینم جلوتر از دم جان کندنم تکانم داد چه ورطههای مهیبی که از تمامیشان دعای نیمه شبش بارها امانم داد دلم کجا و ولای ابوتراب کجا؟ امام عصر از این نعمت گرانم داد مرا که خورده زمینم سپرده بر زهرا حواله بر دل پُر مِهر آسمانم داد فدای فاطمه فرمود: غربت حیدر میان شهر پدر داغ بیکرانم داد امان از این همه لاله خجالتم ز علی دوباره زخم رسیده بر استخوانم داد به خنده گفت به اسما: طرح تابوتت برای پَر زدن آرامش روانم داد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد