نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من آمدهام با دردهایم با کولهبارم با غُصّههایم امشب دلت شاید بسوزد شاید دعا کردی برایم پَژمردهام، اینگونه زردم من یَخ زدم، آبانِ سردم قطعِ امیدم دردِ دردم محتاجتر به یک دعایم افتادهاحوالم که خارم عمریست که تحتِ فشارم در شهر، من شبگردِ زارم در کوچه دیدی ردِّ پایم من زهرِمارم تو عسل باش وقتی که دلتنگم بغل باش مثل همیشه راه حل باش گاهی در این بنبستِ زارم من از نَفَس افتادهام که تشنهترین بیبادهام که من یک غلامِ سادهام که دلتنگِ صبحِ کربُبَلایم قرار گذاشتیم من و رباب برا تو آب کنار گذاشتیم محشره گودال
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد