
احیاگر صد دم مسیحا الغوث یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی اگر لبتشنۀ آب بقایی همره ما شو دلت را کربلا کن، دشت تربت شو، معلّی شو (منیت حاصلش فقر است، میخواهی غنی باشی بیا بین گدایانش، بیا همسفرهٔ ما شو)2 نبازی مفت عمرت را دو روز زندگانی را گدایی کن در این خانه و آقای دنیا شو بساط من منم را جمع کن در پیشگاه او خودت را دست او بسپار و سر تا پا تماشا شو برای شستن دیگ غذای نذری روضه زرنگی کن همیشه زودتر از دیگران پاشو تولّی پیشه کن، امّا برای صدق گفتارت به امر حضرت صادق کمی اهل تبرّی شو هوا سرد است و سرمای گنه پر کرده دنیا را بنوش از چای داغ روضۀ او غرق گرما شو به درباری که سائل، ساحت پیغمبری دارد گدای دست سقّا باش و با افتادن آقا شو سریر پادشاهی چیست، مسکین نجف بودن رسیدی پای ایوان طلایش تا کمر تا شو شبیه جون اگر ماندی به پای اعتقاداتت برای گرمی آغوش اربابت محیّا شو (در آن وادی که یک بال مگس اشکت شفاعت است)2 بیا اشکی بریز و باعث لبخند زهرا شو ابالفضلی اگر بالای تل در روضه ذهنت رفت به اشک دیده، قطره قطره در گودال، دریا شو صدا زد اکبرم، گفتم برو سوی رسول الله ولی دیگر نگفتم قبل رفتن اِرباً اِربا شو (بسوز ای دل، برای زینبی که گفت با گریه در این گودال خوابیدی چرا، بیپیراهن پاشو)2 (قوام عرش رحمان، سینۀ این شاه مظلوم است)2 تمام عرش سنگین گشته، ای شمر لعین پاشو واژۀ مظلوم را اوّل غربت نوشت هرچه بلا دیده بود وقت اسارت نوشت قصۀ اندوه را با چه شهامت نوشت با قلم گریهاش شعر مصیبت نوشت روضهٔ منظوم در کرببلا، زینب است اهل و عیال حسین، در دل آزار بود کوفه و شامات بود، کوچه و بازار بود (در دل نامحرمان، کار حرم زار بود)2 تا خود بزم یزید شمر جلودار بود همسفر خولی و حرملهها، زینب است در وسط بزم کُفر، ساحت ایمان شکست حرف کنیزی شد و قلب یتیمان شکست با لگد خیزران، حُرمت قرآن شکست ضربه چنان سخت بود، آن همه دندان شکست دغدغۀ قاری تشت طلا، زینب است مایهٔ آرامشش بوده صدای حسین سایهٔ امنیتش بوده عبای حسین زندگیاش وقف شد، وقف برای حسین هرچه که در چنته داشت، کرد فدای حسین قلّهٔ ایثار گفت، کوه وفا زینب است محور عرش است او، اهل جنان شاهداند ساحت صبر است او، مُلک و مَلَک شاهداند راوی فتح است او، نطق و بیان شاهداند مادر اشک است او، گریهکنان شاهداند (اهل بکا واقفاند اُمّ بکا زینب است)2 شاکلهٔ اِنّما، قاب دعا زینب است گنج نهان جهان، سِرّ خدا زینب است اسوهٔ ایوبها، وقت بلا زینب است بر لب ما بهترین زمزمهها، زینب است (ما همگی نوکریم، سرور ما زینب است)3