تصویر حاج محمدرضا طاهری - بی تو در بین حرم بانگ عزا افتاده

بی تو در بین حرم بانگ عزا افتاده

[ حاج محمدرضا طاهری ]
بی تو در بین حرم بانگ عزا افتاده 
وای قاسم، عوض وا عطشا افتاده 

چاره ای كن كه نمانند به روی دستم 
عمه ات از نفس و نجمه ز پا افتاده 

كار كارِ نظرِ شوم حرامی ها بود 
اگر این لاله ی انگشت نما افتاده 

به دلم ماند عمو نه، كه بگویی بابا 
لبت از زمزمه، از خنده چرا افتاده 

خیز شاید كمك لرزش پایم باشی 
كارم از رفتن اكبر به عصا افتاده 

لشگری قصد طواف تو رسید و رد شد 
بدنی سرخ در این سعی و صفا افتاده 

دست در زیر تنت برده ام و می پرسم 
بین این ساقه چرا این همه تا افتاده 

قد كشیدی كمی از پا و كمی از سینه 
بین اندام تو این فاصله ها افتاده 

هر كجا تاخته اسبی كمی از تو رفته 
لخته خونت همه جا در همه جا افتاده 

بوی تو پخش شده بس كه تنت بخش شده 
سرِ این واژه چه شد چند هَجا افتاده 

كاكلت قطع شد و حرمله در دستش بُرد 
اثر پنجه ی او بر سر و پا افتاده 

می برم تا در خیمه قد و بالایت را 
چند عضوی ز تو ای وای كجا افتاده 

شیشه ی خُردِ من آرام نفس زن بدجور 
استخوان های شكسته به صدا افتاده 

ای ضریح حسنم زود مشبك شده ای 
در حرم با تو دم وا حسنا افتاده

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد