
(اینان که بر اسبان و اشتران سوارند)۲ اینان به سوی دشت هامون رهسپارند (اینان عیال الله و ناموس خدایند)۲ اینان بلاجویان دشت کربلایند (یک سو کنار شاه عباس دلاور)۲ یک سو کنار شاه دین شهزاده اکبر اصغر به خواب ناز در آغوش مادر این زن که گریان گوشهی محمل نشسته دل از علایقهای این عالم گسسته او زینب است و صبر آرامی ندارد یک لحظه هم چشم از حسینش بَر ندارد **** خدا از خوشهچین خِرمن نگیرد خدا هرگز تو را از من نگیرد