نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است تا سحر پیمانه ریزِ کاسهی ما قاسم است یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم ذکر کاشیهای بابُ المجتبی یا قاسم است کربلای سینهزن های حسن با قاسم است این کریمان به نگاه خود گره وا میکنند آنکه عمری درد ما کرده مداوا، قاسم است روی ابرویش اگر تَحتُ الحَنَک بسته حسین در حرم زیباترین فرزندِ زهرا قاسم است نعره زد: اِن تَنکُرونی ریخت لشگر را بهم وارثِ شیرِ جمل، شاگردِ سقا قاسم است ***** تا شرر افتاد، دردسر افتاد اونقدر لگد زدن به در تا که در افتاد با کمر افتاد یا با سر افتاد فضه میگفت دیدم مادر با پسر افتاد دانی که چرا میان آن آتش و دود او نالهی یا فضه خُذینی بِسُرود چون درد زنان، فقط زنان میدانند یک حرف بس است، فاطمه........ ***** خدا کند که کسی تیر این چنین نخورد بدون دست به یک لشکرِ لعین نخورد بدون دست کسی که تنش پر از تیر است خدا کند ز بلندی فقط زمین نخورد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد