ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است
جواد مقدمپسندیدن7
بازدید2.5K
ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است تا سحر پیمانه ریز کاسهی ما قاسم است یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم ذکر کاشیهای بابُ المجتبی یا قاسم است از همان روزی که رزق نوکران تقسیم شد کربلای گریه کنهای حسن با قاسم است این کریمان با نگاه خود گره وا میکنند آنکه عمری درد ما کرده مداوا، قاسم است گوسفندی نذر او کردیم، مرده زنده شد آنکه نامش میکند کار مسیحا قاسم است روی ابرویش اگر تَحتُ الحَنَک بسته حسین در حرم زیباترین فرزند زهرا قاسم است نعره زد: اِن تَنکُرونی ریخت لشگر را بهم وارث شیر جمل شاگرد سقا قاسم است مرد نجمه بود و صاحب خیمه شد در کربلا سایهی روی سر مادر به هر جا قاسم است با اشاره هر کجا میگفت: یا زینب ببین آن سر عمامه بسته روی نیها قاسم است زیر سُم اسبها با هر نفس قد میکِشید گفت با گریه حسین، این تن خدایا قاسم است؟ نعلهای خاک خورده، دنده هایش را شکست مثل مادر این تنی که میخورد پا قاسم است چونکه قاسم بود بین گرگها تقسیم شد یوسف پاشیده از هم بین صحرا قاسم است ***