نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من هنوزم همون زینبم ولی یه کم پیرتر من هنوزم همون زینبم یه کم زمینگیرتر از همه دلگیرتر، از همه دلگیرتر آخرش اومدم قتلگاه ولی یه کم دیرتر بدنت گیرِ سرنیزه و سر تو درگیرتر از همه دلگیرتر، از همه دلگیرتر از بوریا، از ساربون بدم میاد من از سنان، از خیزرون بدم میاد من از سفر، از سایهبون بدم میاد ببخش اگه تو رو به خاک کربلا سپردم ببخش اگه تُو قتلگاه به جای تو نمردم زخماتو من از پارگی پیرهنت شمردم حسین خدا نگهدار... ***** یه دل سیر ندیدم تو رو چقدر دلم برات تنگه من هنوزم میبینم حسین تُو خیمهها جنگه دل همه سنگه، دل همه سنگه من هنوزم میبینم حسین وداع آخر رو میبینم توی دست رباب علی اصغر رو اون تن بی سر رو، اون تن بی سر رو از طعنهی این شامیا بدم میاد پیرم ولی من از عصا بدم میاد از خندهی نامحرما بدم میاد کِل میکشیدن دورمون یه عدّه از حسودی آورده بودن واسه ما رقّاصهی یهودی اصلاً همین بهتر که تُو شام بلا نبودی حسین خدا نگهدار... ***** تو هنوزم همون حسینی همون حسین من تو رو کشتن جلو من دمِ اذون حسین من همون حسین من، همون حسین من تو هنوزم همون حسینی همون که تنها بود چی میشد واسه بوسهی من رُو پیکرت جا بود سر تو دعوا بود، سر تو دعوا بود تُو دستمه پیراهنت حسین من سرنیزهها بوسیدنت حسین من من شاهدم بد کشتنت حسین من باور نمیکردم تو رو عریان زمین بذارن داغ تو رو رُو این دل زار و حزین بذارن سر بُریدهی تو رو تُو خرجین بذارن حسین خدا نگهدار...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد