نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو تنت تا شده و تا شده من هم کمرم مثل تو درد گرفته همهی بال و پرم گر چه من مثل حسن زهر نخوردم امّا پاره پاره شده حالا همه جای جگرم چشم من تار شده یا که تو کوچک شدهای علی اکبر، علی اصغر شدهای در نظرم *** چگونه جمع کند پارههای جانش را؟ به خیمهها برساند تن جوانش را شکفت روی لبانش علی، علَی الدُّنیا حسین غرق به خون دید پهلوانش را *** عزیز دلم، عزیز دلم، پاشو عزیزم هنوز جوونی بهار عمرم چی شده چرا خزونی؟ بگو چه دیدی چیا شنیدی که اینجوری پاتو روی زمین کشیدی علی، مادر و دیدی چه جوری طعم نیزه را بر پهلو چشیدی؟ *** علی دارن میخندند که ریشهی نخل امّید منو کندند دارن میخندند منتظرند تو بری و آب و ببندند علی، دارن میخندند اگه بری دستای زینب و میبندند *** غیرتت کو، که ببینی ز حرم تا اینجا عمّهات آمده برخیز که من پیر شدم بغلت میکنمو از بغلم میریزی آه بابا چه کنم با تو و این دردسرت با چنین ریخت و پاشی که شدی ممکن نیست که تو را یک نفری تا دم خیمه ببرم **** جوانان بنی هاشم بیایید علی بر دم خیمه رسانید *** خواهم که بوسهات زنم امّا نمیشود جایی برای بوسه که پیدا نمیشود ای پاره پاره تن ز دل پاره پارهام گفتم بغل کنم بدنت را، نمیشود بایدکفن به وسعت یک دشت آورم در یک کفن که پیکر تو جا نمیشود *** از سرشون زیاد بودی کمت کردند بعد سه روز دهاتیها جمعت کردند روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد جایی برای بوسهی مادر ندارد یک جای سالم در همه پیکر ندارد من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم (حسین، حسین)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد