نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است تا سحر پیمانهریز کاسهی ما قاسم است از همان روزی که رزق نوکران تقسیم شد کربلای سینهزنهای حسن با قاسم است یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم نقش کاشیهای بابُ المجتبی یا قاسم است نه اینکه حرف تو باشد، نه اینکه حرف من است حسین گفتن ما از عنایت حسن است یکی مدینه، یکی کربلا، به ظاهر لیک حکایت دو برادر، یه روح در دو تن است تفاوتیست میان رباب با جعده که فرق این دو برادر ز فرق این دو زن است اگر غلط نکنم بهر این تفاوت هم در عالمین همیشه غریبتر حسن است * * * * تازه عروس را که به این حال دیده است؟ رَخت سیه به تن، نه حنایی، نه زیوری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد