نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دست و پا که میزنی حسین هی خودم رو میزنم برات زیر چکمههای شمری و بوی خون گرفته قتلگات کهنه خنجرش رو میکِشه رو به روی من روی رگات اومدم تو قتلگاه ولی میزنن منو جلو چشات آه چهها نکردن پیش نگاه من حسین، حیا نکردن سرُ بریدن تَنِ پر از خونِتو هر طرف کشیدن ***** تو هم اسیر جنجال میشی زمینگیرِ یه گودال میشی تو هم آخر شبیه قاسم به زیر اسبا پامال میشی خونیه سرت، زخمه پیکرت حرمله و شمر و سنان ریختن رو سرت محشر پا شده، غوغایی شده میون پهلوهات حسین نیزه جا شده زینب داره میگه، قرآن نخون دیگه، سَنان رسیده نیزهشو بالا برد، یه جوری حلق تو رو بُریده نیزه که خوردی تو دیدن نمردی تو حرمله لج کرد جونت اومد رو لب به طرف زینب سرت رو کج کرد ***** اِنّا لله و اِنّا الیهِ الراجعون خَرَجَت زینب حسین آرام جانم حسین روح و روانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد