نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آنگونه که بر تشنه دریا چارهساز است گریه فقط بر عبد رسوا چارهساز است ما روی برگشتن به میخانه نداریم پشت در میخانه ما را چاره ساز است بر بندهی آواره و دور از امامش یک گوشهی چشم از سوی مولا چاره ساز است در دورهای که معصیت رونق گرفته ای همنشین روضه، تقوا چاره ساز است وقتی گرهها کور شد ذکر شریف زهرا سلام الله علیه چاره ساز است وقتی دلت خیلی گرفته بیقراری بین نجف آغوش بابا چاره ساز است یک عمر درد و خستگی را زیر ایوان یک دم نشستن بر تماشا چاره ساز است محشر که دستم خالی است و بی پناهم گریه به ثارالله انجا چاره ساز است عبدالحسینیم و به غمهای دل ما تنها حریم آن دلارا چاره ساز است شبهای جمعه، دل که میگیرد نوای محزون یک مادر به دلها چاره ساز است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد