
امام هفتم ما پاره پاره شد جگرش نشسته گرده یتیمی به چهرهی پسرش بدن کبود جگر پاره ساق پا مجروح مگر چه آمده زیر شکنجهها به سرش انیس و مونس او بود در سیاهی شب صدای حلقهی زنجیر و نالهی سحرش شرارهی او گشت اجر روزهی او درست موقع افطار پاره شد جگرش سیاه چال و نمازِشب و غل و زنجیر فراغ روی رضا بود غصهی دگرش ****** شاعر: غلامرضا سازگار ********