نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشم تو را چقدر به این در گذاشتند گفتی پدر، مقابل تو سر گذاشتند دستان کوچک تو به پهلوست پیش از این این درد را به پهلوی مادر گذاشتند سرم رفته از بس توی سر صداست سرم رفته از بس سرم داد زدن نگو که چرا موم سفیده آخه خودت رو یه لحظه بذار جای من خواب دیدم که تنت رو زمین نفس میزدی گلوتو برید گریه کردم همون که زدت، اومد منو زد موهامو کشید او میکشید و من میکشیدم او میدوید و من میدویدم موهامو کشید بابا بابا بابا شامیا بدن بابا بابا بابا عمهمو زدن بابا بابا بابا گوش و گوشواره بابا بابا بابا پیرهن پاره بابا بابا بابا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد