نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشم تو را چقدر به این در گذاشتن گفتی پدر مقابل تو سر گذاشتن دستان تو دستان کوچک تو به پهلوست پیش از این این درد را به پهلو مادر گذاشتن ای دختر سه ساله تو هم مثل مادری این ارث را برای تو دختر گذاشتن از درد بیصاحاب سرم را گرفتهام زخم بالو پرم را گرفتهام از صبح تا غروب نشستم یکی یکی این خارهای موی سرم را گرفتهام دردم زیاد بود طبیبم جواب کرد بابا یعنی اجازه سفرم را گرفتهام؟ مانند من ز ناقه نیفتاده هیچکس این جا منم فقط کمرم راگرفتهام خوشحال بودنم ز سر اتفاق نیست از دست این وآن پدرم را گرفتهام خیلی تلاش کردم از دست بچهها این چند موی مختصرم را گرفتهام *** نکنه روبرومی ؟ خودتی یا عَمومی؟ نشناختمت هنوزم خودت بگو کدومی؟ صورت نصفه نیمه، حالِ سرت وخیمه به همه گفتم این سر تموم زندگیمه منو زدن، منو زدن دشمنت سرم ریخت منو زدن، منو زدن صورتم به هم ریخت تو رو زدن، تورو زدن نیزه ها و خنجر تو رو زدن، تورو زدن پیش چشم مادر " باباحسین باباحسین ای آروم جونم "
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد