با همان عمر كمم دست ستم بد تا كرد
سیدرضا نریمانیپسندیدن12
بازدید2.9K
با همان عمر كمم دست ستم بد تا كرد موقع قد كشیام بود كه پشتم تا كرد دورهايت زدی و نوبت ما شد امشب چشم كم سوی مرا آمدنت بينا كرد لذتي دارد عجب بوسهی دو لب تشنه وقت برخورد به هم زخم دو لب سر وا كرد نوهی فاطمه بودم سندش را دشمن با كف پا به روی چادر من امضا كرد همهی صورت من قدرِ كفِ دستي نيست دور از ديدهی تو عقدهی خود را وا كرد عمو عباس كجا بود ببيند آن مرد به سرم داد زد آنقدر مرا دعوا كرد ناسزا گفت و به گريه دهنش را بستم دشمنت را نفس فاطمیام رسوا كرد بیكفن دفن شدم ای پدر بیكفنم داغ مجنون همه جا تازه غم ليلا كرد دختر بیادبی مسخره میكرد مرا دو سه تا پارگي از روسریام پيدا كرد عمه هربار كه با گريه بغل كرد مرا ياد آن صورت نيلي شدهی زهرا كرد ***