حالمو ببین، شکستگیهای بالمو ببین
سیدرضا نریمانیپسندیدن31
بازدید1.1K
حالمو ببین، شکستگیهای بالمو ببین خونهام خاکه، اقبالمو ببین، بابا بابایی دستمو ببین، پای زخمی و خستمو ببین سری که از درد بستمو ببین بابا بابایی یه کاری واسه چشام کن، چشاتو واکن نگام کن از اون رگهای بریده یهبارِ دیگه صدام کن از وقتی که رفتی صدبار من مُردم همش کتک میخوردم، دارم میمیرم من بی تو یعنی لباس پاره گوشای بیگوشواره، یعنی یتیمی من بی تو یعنی چشای کمسو یعنی سرِ بدون گیسو، یعنی یتیمی هِی منو زدن، نگم از صبح تا کِی منو زدن عمو دیده از نِی منو زدن، بابا بابایی بابا، حرف بد زدن، به جای هرکس که نزد زدن یا زهرا گفتم با لگد زدن بابا بابایی بابا، تو که پیش ما نبودی چرا پس انقدر کبودی نگو مثل من موهاتو کشیده زجر یهودی ای بابا، تنت کجا جا مونده موهاتو کی سوزونده، برات بمیرم ای بابا، چهجوری سر شد شبهات هنوز که خشکه لبهات، برات بمیرم ای حسین(۴)