نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همه عمر در تباهی همه عمر غرق غفلت به دلم هزار غصه به دلم هزار حسرت پی کار خویش بودم پی کار من دویدی ز بزرگی توشاها چه کنم من از خجالت چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی نظری که شام هجران برسد به صبح وصلت دل من گرفته آقا تو بیا برس به دادم سحری تو یاد من کن که خوشم به این حمایت نفسی که بی تو باشد برود که برنگردد به تو بسته است جانم ز نخست تا قیامت شب قدر گذشت اقا کربلای من شد امضا سفرم به گردن تو،تو نما قبول زحمت همه روضه ها اگرچه زده آتشی به جانت اما به غرور تو شرر زد( غم روضه ی اسارت)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد