
دل گرمی این روزهای سرد برگرد برگرد ای سرخی گلهای خوش گذر برگرد آقاجان... آسان ندارد بی تو هرچه سخت باز آی درمان ندارد بی تو هرچه درد برگرد... اَشکو اِلیکَ از جهان خالی از مرد با سیصد و با سیزده تا مرد برگرد... باباجان بیایی آن روزی که شاید خاک باشم تا پر کشم بر دامنت چون گرد برگرد دنبال تو در کوچه های فاطمیه حیران شدم چون عابری شب گرد ای دست قهار خدا تا که بگیری کفاره سیلی آن نامرد برگرد... زینب فقط میخواند آن بلوای کوچه شبها چه بر روز حسن آمد یک حرف میماند برایم یابن الزهرا برگرد جان مادرت برگرد...!