
امشب گداییم ز تو آقا بهانه است ما را نگاه کن که بهانه اِعانه است دست دلم برای گدایی دخیل توست از پشت در ببین که گدا سر به شانه است آقا ضریح خاکی و مخفی مادرت تنهاترین نشانه ز تو بینشانه است هر جا که حرف از غم مادر بیان شود اشکت روان و سوزِ دلت عاشقانه است این روزها که مادرتان بستری شده گَرد غمی عجیب بر این آشیانه است این روزها علی چقدر گریه میکند چلهنشینِ حاجتِ بیمارِ خانه است حرفی نمیزند به کسی فاطمه چرا؟ اشکش سر نماز چرا مخفیانه است؟ پیشش حسین کاسهی آبی میآورد کار حسین چِقَدَر مادرانه است کنج خرابه دخترکی ناله میزند بر روی پیکرش اثر تازیانه است