
آقا جان هر چند بی تو غصه هست و نیست شادی از یادت اما باصفاتر نیست یادی شادی وصلی هست حتما بعد از اینکه در سینهام درد فراقت را نهادی به یاد صبح موعودت میافتم با جلوهی خورشید از هر بامدادی هر بار که میخوانمت، من حتم دارم که حرف این آلوده را هم گوش دادی نام تو را میخوانم و میدانم آقا هست در سر من این سعادت هم زیادی تو مهربانی تو کریمی تو جوادی باب الحوایج هستی و باب المرادی ما میهمان روضهات هستیم امشب ای مرثیهخوان مصیبتهای هادی یا صاحب الزمان...