نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای آنکه دست تو داده خدا حیات مرا رقم بزن به نگاهت مقدراتِ مرا خداکند که شبِ قدرِ من بیندازد به سوی صورت ماهت نگاهِ ماتِ مرا بیا و چشم مرا زیرِ مقدمت بنویس اگر نوشتهای آقا دَمِ وفات مرا دعا برای ظهور تو بهترین عمل است دعا برای تو بخشید سیئات مرا شبِ زیارتیِ کربلایِ ارباب است هدیه کن به دلم، برگهی براتِ مرا حسین باب نجات و وسیلةُ السُعَداست بیا به من برسان کشتی نجات مرا صدای نالهی زهرا دوباره میآید اگر که بشنود او روضهی فرات مرا از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حُرمت مهمان کربلا بودند دیو و دَد همه سیراب و میمکید خاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا ****** گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم بگذار که من پای به چشمت بگذارم حیف از تو عزیزی که مرا یار بخواند لیکن چه کنم جز تو کسی یار ندارم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد