نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادر گریه مادر غمها جان از غصه آمده بر لب روضهدار شبانه روز حسین السلام علیک یا زینب مثل مادر زدن زینب را بلکه بیشتر زدن زینب را کینهها چونکه بیشتر شده بود دو برابر زدن زینب را چهل نفر ضاربین کوچه شدند چهل لشگر زدن زینب را چشمهای تو از نجابت و نور چشمهای تو جنس باران است گریههای زیاد آبت کرد بس که زخم دلت فراوان است بین بستر که روضه میخوانی وسط گریه میروی از حال وسط روضهی در و دیوار وسط روضهی سر و گودال رو به کربوبلا بکن بانو لحظههای وداع سنگین است درد و دل کن تو با برادر خود روضه بیشک دلیل تسکین است خاطرم مانده ای برادر من زلفهایت به چنگ گرگ افتاد گره در بین زلف تو میخواد روی سینه نشست یک صیاد حُرمتت را حرامیها بردند غارت پیکر تو یادم هست دست و پا میزدی مقابل من شمر بالا سر تو یادم هست ----- نماز عشق شکسته نخوانده بودم و خواندم قنوت، بازوی بسته نخوانده بودم و خواندم زنی ز هاشمیان تاکنون اسیر نبودهاست دعا به ناقه نشسته نخوانده بودم و خواندم به دوش، جسم دو دختر نبرده بودم و بردم ز کینه سنگ ز هاشمی نخورده بودم و خوردم به قتلگه به منو دخترت چه شد ندیدی که زنده زنده کنارم نمرده بودم و مردم به شب میان بیابان نرفته بودم و رفتم به جست و جوی یتیمان نرفته بودم و رفتم نخفته بودمو خُفتم به روی خشت خرابه به کوفه گوشهی زندان نرفته بودم و رفتم به کوفه جای به زندان نکرده بودم و کردم به شام خانه به ویران نکرده بودم و کردم نگفته بودی و گفتی اذان ز مأذنهی نی ز نیزه گوش به قرآن نکرده بودم و کردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد