نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگاه گریه داری داشت زینب چه گام استواری داشت زینب دل با اقتداری داشت زینب مگر چه اعتباری داشت زینب چهل منزل حسین منجلی شد گهی زهرا شد و گاهی علی شد ندیدم زینب کبری تر از این ندیدم زینت بابا ار از این ندیدم دختر زهرا تر از این حسینی مذهبی غوغا تر از این اگر چه غصه دارد آه دارد به پایش خستگیِ راه دارد پس از آن که زمین را زیر و رو کرد سپاه کوفه را بی آبرو کرد به سمت کربلا خوشحال رو کرد کمی از خاک را برداشت بو کرد رسیدم کربلا ای داد بی داد! حسین سر جدا، ای داد بی داد! چهل روز است گریانم حسین جان! چو موی تو پریشانم حسین جان! چهل روز است می خوانم حسین جان! حسین جانم حسین جانم حسین جان! تویی ذکر لبم الحمدلله حسینی مذهبم الحمدلله همین جا شیرخواره گریه میکرد رباب بی ستاره گریه میکرد گهی بر گاهواره گریه میکرد گهی بر مشک پاره گریه میکرد خدایا از چه طفلم دیر کرده؟ مرا بیچاره کرده، پیر کرده همین جا دور اکبر را گرفتند ز ما شبه پیمبر ما را گرفتند ولی از من دو دلبر را گرفتند هم اکبر هم برادر را گرفتند "به تو گفتم که ای افتاده از پا ز جا بر خیز ور نه معجرم را..." همین جا بود که سقای ما رفت به سمت علقمه دریای ما رفت پناه عصمت کبرای ما رفت پی او گوشوارههای ما رفت فقط از علقمه یک مشک برگشت حسین بن علی با اشک برگشت همین جا بود که دل ها گرفت و ... کسی روی تن تو جا گرفت و ... سرت را یک کمی بالا گرفت و... و از پشت سرت سر را گرفت و... همین که بر گلویت خنجر آمد صدای ناله ی زهرا در آمد به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسییدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من به سایهی شتری ز آفتاب برده پناه کسی که عالم امکان به زیر سایهی او مثل مادر زدند زینب را بلکه بیشتر زدند زینب را کینهها چون که بیشت رشده بود دو برابر زدند زینب را چهل نفر ضاربین کوچه شدند چند لشگر زدند زینب را تا حال از این خونواده زنی رو نبردن اسارت خبر آن نیست که اموال به غارت رفته خبر این است که زینب به اسارت رفته یک نفر کانده بین کودال وصد نفر میزدند زینب را نیزههاشان میان گودال و با سپر میزدند زیبنب را حسین بر داری سر بازار رفتم یمون مجلس اغیار رفتم من کجا کوچه و بازار کجا من کجا مجلس اغیار کجا پوارد شام خرابم کردند خوب از قصع کبابم کردند خارجی زاده خطابم کردند وارد بزم شرابم کردند چهل منزل یا کعب نی یا تازیانه سیدنا المظلوم سیدنا الغریب سیدنا العطشان رحمه الله من نادی حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد