نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پریده مرغ خیالم به آسمان حرم به زینبیه روان است کاروان حرم دلم گرفته، برای مدافعان حرم چه میشود که سرم را، تو سر به راه کنی بگو چگونه بگویم مرا نگاه کنی؟ هوای این روزای من، هوای سنگره یه حسی رو هوا منو حسینیه میبَره تا کِی باید بشینم و خدا خدا کنم؟ به عکس صورت شهیدامون نگاه کنم حالا که من نبودم اون روزا تو کربلا بیبی بذار بیام بشم فدای تو منم درسته که من آدم بَدی شدم ولی هنوز یه غیرتی دارم باید برای اینکه جونمو فدا کنم به حضرت علیاصغر اقتدا کنم چی میشه پرچم حرم برام کفن بشه یا زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد