نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادرش آه امان از دل زینب میگفت همهی راه امان از دل زینب میگفت گاه و بی گاه امان از دل زینب میگفت سخت جانکاه امان از دل زینب میگفت رفت در پیش برادر که برادر چه کنم جگرم سوخته، با نالهی مادر چه کنم حرف این دخترکان است از اینجا برویم ساربان تا که نرفته است بگو تا برویم کوچهی مادرمان خانهی زهرا برویم باشد آقا همهاش حرف تو، اما برویم دست ما نیست عطش بین حرم افتاده مُردم از غم چهکنم بد به دلم افتاده همهی فکر و حواسم به تو باشد برگرد قبل از آن که به سرت شمر بیاید برگرد به عروس تو قسم حرمله آمد برگرد کاش بر تیر خودش زهر نمیزد برگرد کاش دوری شما قسمت خواهر نشود زینبت کاش که بی پنج برادر نشود ***** صلی الله علیک یا سید الغریب سید المظلوم یا اباعبدالله وقتی که کسی برابرش میافتاد آن لحظه به یاد مادرش میافتاد باید که زمین فاتحهی خود میخواند گر چشم کسی به خواهرش میافتاد ~~~~~~ تا رفتی دل خیمه زیر و رو شد تا رفتی دیگه بحث آبرو شد سیلشکر با یه خیمه رو به رو شد من موندم با یه دختر سه ساله تو شهری که حیا ازش محاله ای داداش خواهرت شکسته باله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد