نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دور شمعت شعلهور باید شوم پای تو افتاده سر باید شوم مثل اکبر مختصر باید شوم از برای تو سپر باید شوم لااقل شمشیر کمتر میخوری چندتایی تیر کمتر میخوری لااقل وقتی اسارت میروم لحظهای که از کنارت میروم بعد تو وقتی به غارت میروم شام در بزم جسارت میروم بهتر است اصلا نبینم آن زمان مجلس مِی و ناموسشان تا رفتی دل خیمه زیر و رو شد تا رفتی دیگه بحث آبرو شد سیل اشکم با یه خیمه روبهرو شد من موندم با یه دختر سهساله تو شهری که حیا ازش مَحاله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد