
نگاهِ گریهداری داشت زینب چه گامِ اُستواری داشت زینب دلِ بااِقتداری داشت زینب چه آرام و قراری داشت زینب ندیدم زینبِکُبریٰتر از این ندیدم زینتِباباتر از این ندیدم دخترِزهراتر از این حسینیمذهبی غوغاتر از این پس از آنکه زمین را زیر و رو کرد سپاهِ کوفه را بیآبرو کرد به سَمتِ کربلا خوشحال، روکرد کمی از خاک را بَرداشت، بو کرد چهل روز است گریانَم حسینجان چو موی تو پریشانم حسینجان چهل روز است میخوانم حسینجان حسینجانم، حسینجانم، حسینجان (حسین وای، وای، وای)۳