نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قاسمم من که تو دلدار منی دم آخر تو مددکار منی *** من زمین خورده گیسوی توام مایل آن خم ابروی توام *** چه عسل بود که من نوشیدم چشمُ از غیر عمو پوشیدم *** در هجوم همه این قوم دنی قد کشیدم که تماشا بکنی *** چون مفاصل همه شد بند از بند قامت قاسم تو گشته بلند *** میرود سوی سماء صوت حزین میکشم کشتۀ خود بر زمین *** استخوانهای تنش کم شده است... *** بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا *** تشنۀ آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد