نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمهها، جای زره، پیراهنم رو بیارید حالا که اندازه نیست، پس کفنم رو بیارید میمیرم عمومو تنها ببینم سرِشو، رو تنِ صحرا ببینم من یه بار طعم یتیمی چشیدم نمیخوام باز داغِ بابا ببینم سپرِ اهلِ حرم، میشه همین، پیکرِ من مگه من مُرده باشم، عمهمو سیلی بزنن تو دلم، عشقِ علی، رو لبام طعمِ عسل میره میدون، پسرِ شیرِ جمل *** دنیا باز، داغِ برادر، رو گذاشت رو دل من سپرِ، سنگا شده آینۀ، رویِ حَسن غوغایِ معرکۀ جنگ، یه طرف سرِ با حنا شده رنگ یه طرف با تو انگار همه لَج کردن عمو نعل اسبا یه طرف، سنگ یه طرف باید ابیاتِ رو خاکو، جمع کنم، غزل کنم چقده سخته برام، پیکرتو بغل کنم از پسِ پیکرتو، یه عبا برنمیاد بُردنت قدِّ یه دشت، عبا میخواد *** بال و پَر میزنی و، کاری ازم بَر نمیاد آره حق داری از این، سینه صدا در نمیاد ماهِ من، نعلا هلالِ رو تنت پُره گُل بوسۀ سنگاست بدنت شبیه کبوتری یا که عمو پرایِ سفیدِ تیراست کفنت مثلِ شمعم که رو دستام، مونده خاکستر تو نمیدونم چی بِدم، من جوابِ، مادرتو پُری از عطرِ گلاب، بده قاسم یه جواب یه عمو بگو عزیزم، بگیر آسوده بخواب *** تو رو دیدن تو دلاشون، تازه شد بغض جَمَل نیزههاشون از لب تو، شده سیرابِ عسل تویِ چشمام، غم دنیارو ببین فقط از تو یه نفس مونده همین من و شرمندۀ بابات میکنی میکِشی پاشنۀ پاتو، رو زمین ساقۀ یاسمنت رو، کی با دشنه بُریده کی موهایِ حَسَنیترو، دور پنجش پیچیده نرو تنها نباشم، یادگار داداشم از کنارِ بدنِ تو، نمیتونم که پاشم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد