نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دنیای من بی تو سوت و کور و پوچه کاشکی اون روز بودم اونجا توی کوچه کاش تو کوچهها قاتل نمیرسید من بمیرم آخر تو از نفس افتادی کاش میشد خدا اون کوچه ناپدید دستای لرزونو تو دست حسن دادی کاش من جات ضرب سیلی میخوردم میموندی من جای تو میمردم غم که آوار میشود ای وای درد بسیار میشود ای وای خواب دشوار میشود ای وای سرفه خونبار میشود ای وای روضه تکرار میشود ای وای غربت بیحدش به یادش هست هقهق ممتدش به یادش هست پسر ارشدش به یادش هست قاتلی که زدش به یادش هست تا که بیدار میشود ای وای کن دعا که دگر زمین نخورد هیچ زن در گذر زمین نخورد لااقل بیخبر زمین نخورد پیش چشم پسر زمین نخورد که چنین زار میشود ای وای شهرِ صد رنگ بود و مادر بود نیّت چنگ بود و مادر بود کوچهای تنگ بود و مارد بود هر طرف سنگ بود و مادر بود فصل آزار میشود ای وای خواست پیشش سپر شود که نشد سدّ چندین نفر شود که نشد مانعی در گذر شود که نشد قدّ او بیشتر شود که نشد حرف انظار میشود ای وای وای از ازدحام و نامحرم فاصله یک دوگام و نامحرم پابهماهِ امام و نامحرم آه بیتالحرام و نامحرم چشم خونبار میشوم ای وای کمرش را گرفت برخیزد پسرش را گرفت برخیزد چادرش را گرفت برخیزد تا سرش را گرفت برخیزد همه جا تار میشود ای وای با رخ خیس و چهرهی زردش پسرش تا به خانه آوردش صورتش را گرفته از مردش نه که سیلی دلیل سردردش سنگِ دیوار میشود ای وای مادرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد