نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بستری بود ولی هم سخن خوبی بود جریان داشت در این خانه صدای من و او هدف اصلی دشمن من و زهرا بودیم محسنم کشته شد آن روز به جای من و او **** برخیز و باز مادریات را شروع کن فضه حریف گریۀ طفلان نمیشود **** نگو تمومه، اشکای حیدرو ببین نگو تمومه، پهلوونت خورده زمین نگو تمومه بمون کنارم، عروس خونۀ علی بمون کنارم، درد داری میدونم ولی بمون کنارم برات بمیرم چقدر بخاطر علی سختی کشیدی برات بمیرم که پهلوونتو با دست بسته دیدی مادر زینب، علی بی تو تنهاست مادر زینب، علی عشقش زهراست مادر زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد