
در خم غدیر حق به حقدار رسید تاریخ به سرنوشت خود میبالید با دست نبی دست علی بالا رفت تا کور شود هرآنکه نتواند دید معیار علیست من ندارم تردید پس سنگ علی به سینه خواهم کوبید در هر نفسی علی علی میگویم تا کور شود هرآنکه نتواند دید با اشک ترم علی علی میگویم وقت سحرم علی علی میگویم حالا که پدر نیست کنارم دنیا جای پدرم علی علی میگویم این تاج گرانبها که بر سر دارم از موهبت ولای حیدر دارم والله محبت علی از من نیست من حب علی ز شیر مادر دارم مادر که به عشق پایبندم میکرد بر درگه او نیازمندم میکرد هربار که در طفلیام زمین میخوردم با نام علی ز جا بلندم میکرد ****** ای آنکه حدیث تو شنفتن دارد گل با رخ تو شوق شکفتن دارد در وصف تو گفتنی زیاد است ولی عشق تو به زهراست که گفتن دارد ****** از آن روزی که سامان داد هستی کار دنیا را کسی نشناخت زهرا را، سَلامُالله عَلَیها را سَلامُالله عَلَیها، کیست این خورشید بی پایان؟ که از نور قدومش کرده روشن چشم دنیا را سلامُالله علیها آنقدر کوریم از قدرت که پیش شأن کوثر عقل خالی میکند جا را سَلامُالله عَلَیها، از صلاة او چه میدانیم که خَم کردهست تسبیحات او پشت مصلّیٰ را بهارش گم قرارش گم مزارش گم قدرش گم خدا رو میکند یک روز پنهانهای پیدا را من از اول به دنیا آمدم تا فاطمی باشم بدون او نمیخواهم نه دنیا را نه عقبی را به تو درمانده ادراکم تو از نوری من از خاکم خدا از خاک بردارد به اسم اعظمت ما را ******** قلم کجا و قدم در حریم حرمت تو؟ کلام را نبُوَد جوهر قداست تو سخن به حسرت مدح تو از نفس افتاد که هیچ حرف نباشد حریف مدحت تو چه هیجده غزلی داشت دفتر عمرت! قد کدام قصیده رسد به رفعت تو؟ تو ناسرودهترین شعر خلقتی، بانو! که شاعر تو همانا خدای خلقت تو مگر به شأن تو جبریل آورد کوثر مگر به قدر تو قرآن کند تلاوت تو مگر که خطبهی حیدر شود به تفسیرت مگر که منطق احمد کند روایت تو، وگرنه وصف تو از ما و من نمیآید کجا مدیحهی ما و کجا مدیحت تو؟ سپهر، جلوهای از کهکشان دوستیات بهار، غنچهای از گلشن محبّت تو نسیم کودک نوپای کوچهی لطفت طلوع نور حیا و نقاب صورت تو ******* حیف از آن صورت که آخر شد کبود حق او سیلی نامحرم نبود کاش چشمم جای دستم بسته بود کاش پهلوی علی بشکسته بود آنقدر بر بغض من دامن زدند تا تو را آخر به پیش من زدند ******* آیینه آمد و ترک خورده میروی حالا برای بردن تو چهار زن کم است ******* پسرم جون تو بر لب نبینم صورتت رو نامرتب نبینم حاضرم لگد به پهلوم بخوره تو رو زیر سم مرکب نبینم گوشمو به نالههات دوخته بودم نگامو توی نگات دوخته بودم آخه با چه رویی پاره کردنش اون لباسو من برات دوخته بودم کفرشونو درآوردی پسرم ازشون آبرو بردی پسرم تو که خوب میشناسی شام و کوفه رو زینبو به کی سپردی پسرم ******* نبود درخور تو ظلمت شب دنیا که هست صبح قیامت صباح دولت تو ندیدهایم و نبینیم مثل تو خاتون نیامدهست و نیاید زنی به رتبت تو چهل حضور و چهل خلوت و چهل معراج چه چلچراغ شگفتیست در ولادت تو عجیب نیست کند فضه خاک را زر و سیم که نیست در سر او جز هوای خدمت تو به یمن عید تفعل زدم چو بر حافظ نوید داد که عام است فیض رحمت تو سزد که شیعه کند با وضو نگاه به آب که این زلال بود مهریه به حضرت تو محبت تو و اولاد توست خیرالعمل ولای عطرت تو نازم و ولایت تو مراست دوستی هرکه دوست است تو را و بغض آنکه ندارد به دل ارادت تو سلام خویش رساندی به نسل خود تا حشر هنوز عاطفه میخوانم از وصایت تو طواف خاک تو بیت الحرام چون نکند که بود زادهی کعبه به طوف تربت تو چرا کبود نباشد ز لطمه صورت ما که شد ز لطمهی دشمن کبود صورت تو ******* عقل کل از کل هستی شد جدا تا چهل شب کرد خلوت با خدا این چهل شب در سرش شور تو بود بهر استقبال از نور تو بود بهترین گوهر ز گوهر آفرین هدیه شد بر شخص ختم المرسلین تا به شکر این گوهر گوید سپاس گشت تا جوید یکی گوهر شناس دید قدر این گهر را در زمین کس نداند جز امیرالمؤمنین ******* از عطش لبهای او مثل دو چوب خشک بود یاد عطشانی او زنده نمیمانیم ما آن لباس کهنه را آخر درآورد از تنش یاد عریانی او پاره گریبانیم ما ******* هر کس که نیست حب علی در نهاد او از او نپرس علتش از مادرش بپرس معیار حلالزادگی حب علیست