
تا الست و بربّکم گفتیم قبل قالو بلا علی گفتیم (آن قنوتی قبول شد که در آن ربنّا آتنا علی گفتیم) ۲ هر کجا که گره فراوان شد ذکر یا مرتضی علی گفتیم (فاطمه ای یگانهی خلقت ما به عشق شما علی گفتیم) ۲ ما به امّید گوشهی چشمت بارها، بارها علی گفتیم با علی دست یا علی دادیم از همان روز یا علی گفتیم سر نیفتد به پای تو سر نیست از سرانجام عشق خوشتر نیست جز ولای تو هیچ در قلب مالک و میثم و ابوذر نیست (احدی غیر تو در این عالم با رسول خدا برادر نیست) ۲ ای که باب مدینهالعلمی آن مدینه به غیر این در نیست تا تیمّم به خاک پایت هست احتیاجی به آب دیگر نیست بزم لهو است مجلسی که نام تو بر فراز منبر نیست بخت برگشته آن کسی که در حشر در صف تشنگان کوثر نیست حیف آن کشته که به گردن او منّت ذولفقار حیدر نیست ضربهی تیغ تو ابالحسنین افضل من عبادت ثقلینی ما به عشقت هزار دستانم کی شدیم عاشقت نمیدانیم! ما گدایان خیل سلطان نه! ما گدایان شاه مردانیم خاک پای غلام قنبر تو نه! ببخشید کمتر از آنیم مرگ اگر لحظهی زیارت توست دیگر از زندگی پشیمانیم ای که گفتی فَمن یمُت یَرنی جان فدای کلام دلجویت کاش روزی هزار مرتبه مردمی تا ببینمی رویت مرگ اگر لحظهی زیارت توست دیگر از زندگی پشیمانیم ما الفبای عشق میفهمیم ما ملک نیستیم انسانیم اقتدا میکنیم بر میثم از تو بالای دار میخوانیم (اقتدا میکنیم بر میثم از تو بالای دار میخوانیم) ۲ وقت دیدار گنبدت ای وصل سر به سمت کسی بچرخانیم خورد و خوراک هر شب من شهر نجف شده اعجوبهایست این پدر قهرمان من وقت دیدار گنبدت عیب است سر به سمت کسی بچرخانیم به خدا غیر یا علی مولا هر چه گفتیم از آن پشیمانیم **** من تو را از یزید میگیرم یک پدر بیشتر ندارم که قاریِ من چرا نمیخوانی من که چوبی دگر ندارم که هیچ کس مثل او پلید نشد خیزران خسته شد یزید نشد ***** اقتدا کردیم چون میثم از تو بالای دار میخوانیم دست از عشق برنمیداریم غیرت شیعیان لبنانیم شیعه هر جاست با علی باشد بر لبش ذکر یا علی باشد هر که بی تو خیال واهی کرد عمر را غرق در تباهی کرد چه کسی جز تو در همه عالم نان جو خورد و پادشاهی کرد همّت شهنهی نجف ما را از نجف تا بهشت راهی کرد چه کسی غیر فاطمه بر تو صبح و شب جلوهی الهی کرد تو که بخشی نگین به وقت رکوع وسط سجدهات چه خواهی کرد۲ ای که هر لحظه با خدا بودی شب معراج تو کجا بودی؟۲ و سبحان الذّی اسراء به حمدالله که میخواندم تو را با لیلة المعراج با بدرالدُّجاء دیدم سراغ آیهی الیَوم أکملت لکم رفتم تمام آیه را وصف علی مرتضی دیدم چه میدیدم خدایا روز فتح مکّه با حیرت خلیل بت شکن را روی دوش مصطفی دیدم به جولانگاه احزاب و نبرد خندق و خیبر به دستت تیغ لاصیف و به شأنت لافتی دیدم (به یک ضربت که در خندق زدی از برق شمشیرت جهانی را به لب اهلاً و سهلاً مرحبا دیدم) ۲ علی جانم زدی خود را به آب و آتش این شمس جهانآرا تو را پروانهی پیغمبر از غار حرا دیدم تو را در سایهی باغ الم نشرح لک صدرک شکوفا یافتم مصداق مصباح الهُدی دیدم گل روی تو را در صبَّح اسمَ ربّک الاعلی تجسم کردم آری تا جمال کبریا دیدم تو را در نون الرحمن و عین علَّم القرآن تو را در یای یاسین، ترجمان طا و هاء دیدم تو را در قل کفی بالله، در والتّین و الزّیتون تو را در لیس لِلاِنسان اِلاّ ما سعَی دیدم نه تنها هست اوج رفعتت در قاف و القرآن تو را در سوره وَ الشمس و طور و وَالضحی دیدم تو را پشت در آتش زده با زهرهی زهرا2 صبور و مهربان در تیرباران بلا دیدم هر آن کس داشت با من دشمنی دیدم تو را میزد