ای حسن را فروغ دیده سلام

ای حسن را فروغ دیده سلام

[ سید محمد جوادی ]
ای حَسَن را فروغ دیده سلام
باغ یاس به خون کشیده سلام

قمر محفل چهار امام 
برده از کف دل چهار امام

گرد ره مشک طره‌ی مویت
گل سرخ خدا شـده رویت

بدنت مثل حلقه‌های زره
زخم‌هایت به تیر خورده گره

زخم‌ها گل، گلاب،خونِ دو عین
تخت دامادی تو قلب حسین

لاله‌ی سینه، خنجر فولاد
شانه‌ی زلف، پنجه‌ی جلّاد

مرغ شب کشته‌ی نماز شبت
مرگ، شیرین‌تر از عسل به لبت

زرهت پیرهن، بدن سپرت
سنگ ریخت جای گل به سرت

وقت میدان شدنش جای حسن خالی بود
 تا که در حُسن ببیند چه بساطی چیده است

این جوان کیست که گل صورت او دزدیده است
سیزده باز زمین دور سرش گردیده است

آب و آیینه را خبر بکنید
رخ داماد عشق زیبا شد

دست و پا زد که یعنی اینجایم
علت این بود زود پیدا شد

صبح، پایش رکاب را پس زد
عصر، قدّش چو قدّ آقا شد

سخت پیچیده است پیکر او
علّت مرگ او معمّا شد

بازویش زیر سُم مَرکَب رفت
دست خط مبارکی تا شد

رو به قبله کند چگونه تو را
بندهایت ز یکدیگر وا شد

شب است و زینب دور از حسین می‌داند
نفس کشیدن بی او چه عالمی دارد

شب است و بر سر سجّاده‌ای خلوص و وفا
بلند‌‌قامت عصمت، قد خمی دارد

شب است و سایه‌ی اهریمنی شتاب‌آلود
رَود به سوی سلیمان که خاتمی دارد

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید محمد جوادی

نظرات